الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

91

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

ابوجعفر منصور و ديگر محمّد بن سليمان ، عبداللَّه ، موسى و حميده است ، منصور ( پس از دريافت پاسخ ) گفت : اين افراد را كه نمىشود كشت ! « 1 » آنچه بين امام عليه السلام و مهدى گذشت 1 - كلينى از ابوخالد زبالى نقل كرده است ، چون نوبت اوّل امام كاظم عليه السلام را نزد مهدى عباسى بردند ، در « زباله » فرود آمد ، من با آن حضرت صحبت مىكردم ديد من غمگينم ، فرمود : « ابوخالد ! چرا غمگين مىبينمت ؟ » عرض كردم : چگونه غمگين نباشم در حالى كه شما را نزد اين طاغوت مىبرند و نمىدانم بر سر شما چه مىآيد ؟ ! فرمود : « اگر فلان ماه و فلان روز باشد ، مرا باكى نيست ، در اوّل ميل ( جاى مشخّصى ) مرا ببين ! » . ديگر من غمى نداشتم جز شمارش ماهها و روزها تا اينكه آن روز فرارسيد و من نزد همان ميل رفتم تا نزديك غروب آفتاب بودم ، شيطان وسوسه‌ام كرد ، ترسيدم در فرمودهء امام عليه السلام شك كنم در آن ميان سياهيى را ديدم كه از سمت عراق مىآيد ، من پيشواز او رفتم ، ديدم امام كاظم عليه السلام جلوى كاروان سوار بر استرى است ، فرمود : « آهاى ابوخالد ! » گفتم : لبيّك يا بن رسول اللَّه ! فرمود : « مبادا شك كنى » گفتم : سپاس خدا را كه تو را از دست اينها خلاص كرد ! فرمود : « مرا به ايشان بازگشتى است كه از دست ايشان خلاص نگردم ! » « 2 » 2 - از علىّ بن يقطين نقل كرده است ، مىگويد : مهدى ( عبّاسى ) از

--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 381 . ( 2 ) - كافى : 1 / 477 ، قرب الاسناد : ص 140 .